" صداقت و قضاوت عادلانه در مورد خود " به گمانم جزو سخت ترین کارهاست .. دلم گرفته ست .. غم باز میهمان ناخوانده ایست که این روزها ظاهرا طاقت دوریم را ندارد .. دانستن و نتوانستن به عمل کردن سخت است .. جنگ میان منطق و احساس سخت است .. دلم گرفته ست .. دلیل منطقی برای گرفتنش وجود ندارد .. غرورم شکسته ست .. به خاطر خواسته ناخوادگاه غیر منصفانه ی دلم، غرورم شکسته است .. احساس تنهایی میکنم .. دلم ایر را میخواهد .. میم هایم را .. م.م و م.ه .. دلم توجه میخواهد .. کسی بیاید و بدون گفتن از غم های خودش از حالم بپرسد .. دلم شنیدن " حق داری " میخواهد بدون نصیحت .. دلم درد و دل کردنی میخواهد بدون ترس از قضاوت شدن .. بدون ترس از بدگویی و بدون عذاب وجدان ..
+ دلم شانه ای میخواهد برای تکیه دادن .. یار به هزاران دلیل منطقی و موجه نیست .. اما دلم هیچ یک از این هزاران را نمی فهمد .. و من میترسم از متهم شدن به غیرمنطقی بودن .. به بی ملاحظه بودن .. به بی انصاف بودن .. به ناشکر بودن .. از طرف خودم ..
+ خدایا .. هیچ کس مثل تو نمیشود .. برای لحظه های تنهایی تنها تویی که همیشه هستی .. همانگونه باید باشی ..
برچسب: هفت رنگش میشود هفتاد رنگ,شعر هفت رنگش میشود هفتاد رنگ,
نویسنده: نرگس مقدم