دخترک منطقی وجودم به خواب رفته و من مانده ام با دخترک غرغروی وجودم که هر چه قدر گله و شکایت میکند بازهم دلش سبک نمیشود .. هرازگاهی دخترک ناصح وجودم سر بلند میکند و بعد از متهم کردن دخترک غرغرو به "ناشکری" و سپس جواب دندان شکن دخترک غرغرو به صورت " برو بابا " جنگی میانشان در میگیرد و من گاهی حق را به دخترک غر غرو میدهم و گاهی از شرم سر به زیر می اندازم مقابل دخترک ناصح ..
گمان میکنم آدم ها حق دارند گاهی آدمک غرغروی وجودشان را آزاد بگذارند اما در مورد خودم نمیدانم دخترک غر غرو گاهی سربلند میکند یا عادت کرده ست که با هر باد ناملایمی چنین طوفانی به پا کند .. گرچه طوفان چند روز بیشتر به طول نمی انجامد و دخترک غالبا با توجیه صلاح و مصلحت خداوندی آرام میگیرد تا باد ملایمی دیگر و طوفانی شدیدتر ..
بهتر است برویم سر اصل مطلب .. خبری شنیده ام که احتمال قبولی یار در مصاحبه دکتری را تا حد نزدیک به صفر پایین می آورد .. رقیب خانمی ست با رتبه و رزومه عالی که میتواند از بهترین دانشگاههای ایران قبول شود اما برای بودن کنار همسر آینده گرامیش چشم دوخته ست به دانشگاه یار و دقیقا استاد راهنمای یار .. شایان ذکر است همسر این خانم محترم جزو دوستان جناب یار می باشند .. بنا به منطق من حق هیچ گونه ناراحتی از جناب دوست و همسر گرامیشان را ندارم اما من با تمام وجود دلخور بودم و ناراحت و حتی کارم به اشک هم رسید .. راستش دیگر نمیتوانم سرم با استنتاج مصلحت شیره بمالم .. نمیدانم چرا همیشه خدا این مصلحت الهی خلاف خواسته های ماست .. سر موضوع ارشد یار وقتی دانشگاه هایمان یکی نشد گفتیم مصلحت و بعدها هی سر خودمان را شیره مالیدیم که واای دیدی چه خوب شد این دانشگاه و .. اما راستش را بخواهید این ها همه سر خود گول مالیدن است .. ما که آن روی سکه را ندیده ایم تا بدانیم کدام یک بهتر است .. دخترک ناصح میخواهد حرف بزند اما من با پر رویی تمام جلوی دهانش را گرفته ام تا صدایش در نیاید .. خدایا .. میدانی ؟ بنده هایت گناه دارند .. لطفا کنار تمام مصلحت هایت دلخوش کنک کوچکی برایشان قرار بده تا بچشند طعم این را که یکبار مصلحت تو دقیقا با آرزو و خواسته قلبی آنها یکی باشد ..
+ خدایا این ها را بگذار به حساب درد و دل دوستانه نه صحبت عبد و معبود ..
برچسب:
نویسنده: نرگس مقدم