خرید بک لینک

دیروز کسی از گذشته پیام داده بود .. پیام تبریک ازدواج بعد از سه سال ! پیام این طور شروع شده بود " میونم پیام دادن من باعث ناراحتیت میشه عذر میخوام .. " پیام رو که دیدم دلم خواست جواب بدم و تشکر کنم .. بعد فکر کردم و خودم رو جای یار گذاشتم .. اگه جاهامون برعکس بود من دوست داشتم یار بدون خوندن و جواب دادن بلاک کنه .. پس بلاک کردم .. حالم خوب بود .. گرچه من ادم بی احترامی به ادمها نبودم و بلاک کردن شخصی از گذشته بدون جواب و .. با درونم متناقض بود و کمی حس بدی داشتم ولی فکر میکردم بهترین کار رو کردم .. ظهر توی ماشین قضیه رو به یار گفتم .. گرچه دیدم کمی ذهنش درگیر شد و هر چند دقیقه یه بار سوالی میپرسید ولی باز هم خوشحال بودم که کار درستی کردم .. عصر اما وقتی دیدم همون شخص با یه اکانت دیگه پیام داده مبنی بر اینکه کارت اصلا مناسب نبود و .. تا سر حد مرگ عصبانی شدم .. از خودخواهی مردم .. از بی ملاحظیگیشون .. از حق به جانب بودنشون .. از اینکه من سعی میکنم تو رفتار با هر شخصی به شرایط روحیش و شرایط زندگیش و .. فکر کنم تا باعث ناراحتی و مشکلی نشم اما یه شخص این طور خودخواهانه بدون فکر کردن به اینکه شاید یه پیام اون چه تاثیر بدی تو روحیه و زندگی من داشته باشه با علم به اینکه " پیام دادن من ناراحتت میکنه " به خودش اجازه میده پیام بده و بعد هم اینقدر با نگاه از بالا به پایین از مناسب نبودن رفتار من صحبت میکنه .. اونقدر خشمگین و عصبانی بودم که دلم میخواست همه این حرفها رو بکوبم تو صورتش .. که گاهی لازمه اینه باشیم برای مردم تا با خود واقعیشون رو به رو بشن .. اونقدر عصبانی بودم که پاهام میلرزید از شدت خشم .. ولی چون داشتم میرفتم بیرون نشد که جواب بدم .. رفتم و اومدم و اون عصبانیت اولیه کمی فروکش کرده بود .. تصمیم گرفتم باز هم جواب ندم و بلاک کنم .. شب با یار حرف زدیم و من گریه کردم تو اغوش امنش .. صبح با سر سنگین و چشمهای دردناک بیدار شدم و نتونستم برم سرکار .. با چند ساعت تاخیر بالاخره اومدم سرکار و الان دارم اینها رو مینویسم تا یادم بمونه برای بعدها که تو لحظه تصمیم نگیرم .. به خودم، احساساتم و منطقم فرصت بدم برای تصمیم گیری ..

پ.ن: برای فرزند آینده ام : دور خودت رو با دوستهای عاقل پر کن .. کسایی که تو چنین موقعیتهایی عاقلانه راهنماییت کنن .. نه اینکه اتیشتو شعله ور تر کنن .. من دارم از این دوستها .. :)

پ.ن: خدایا .. مراقبمون باش .. راضی باش ازمون .. شکرت خدا .. شکر به خاطر یار ..

برچسب: نویسنده: نرگس مقدم تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 17:01

صفحه بندی