خرید بک لینک

اتفاقات ثبت نشده ی زیادی رخ داده .. جشن عروسی مان .. شیرینی های قبل و بعدش .. روزی که خوب بود .. خیلی خوب بود .. عروسی که موقع رقص زمین خورد و یاری که چه قدر یار بود و هست .. 26 اسفند 95 برایم فراموش ناشدنی ست .. شکر پروردگارمان را که روزمان تلخ نشد .. که اتفاق غیر مترقبه ای غیر از زمین خوردن عروس ;) رخ نداد .. آرایشگاه .. خانه .. کلیپ آماده شدن از خانه همراه میم های زندگیم .. مرمری که تازه اشتی کردیم و چه شیرین بود بودنش به عنوان ساقدوش .. باغ و یخ زدن همه در هوای خاکستری و سرد .. هوایی که ظاهرا بهترین هوا بود برای عکاسی .. عروسی که عشق عکس باعث شده بود سرما را حس نکند ولی آخر سر دستهای بی حسش توان باز کردن در خودرو را نداشت .. عقد صوری شیرین و گل چیدن و گلاب آوردن نمایشی که من سر عقد اصلی بله را همان بار اول گفته بودم به یار دلم .. جشن و رقص عروس و زمین خوردن مظلومانه اش یه گفته یار که دل یار را کباب کرده بود آن نگاه مظلوم ;) .. شام و آواز خانی رهگذری جلوی رستوران و رقص مردهای فامیل جلوی رستوران و پارک .. عروس گردانی شیرین و بادکنکهایی که به هوا می رفتند .. جشن عروسی مان به خوبی و خوشی برگزار شد و به خاطرات شیرینمان پیوست .. یگانه معبودمان را هزاران بار سپاس ..

برچسب: نویسنده: نرگس مقدم تاريخ: سه شنبه 7 آذر 1396 ساعت: 9:12

صفحه بندی