بعضی اتفاق ها وجود دارند که نمیدانی اگر اتفاق بیفتند چه طور باید خوشحالی کنی .. نمیدانی چه حالی میشوی با شنیدن خبر "شد" نشان .. این اتفاق ها اغلب نمیفتند .. اغلب "نمیشوند " .. امروز روز یکی از همین "نشدن"ها بود .. سناریوی تکراری امیدواری و سقوط .. بارها و بارها به خودم گفته بودم این بار دیگر طعمه نمیشونم .. این بار نمیگذارم زمینم بزند .. امیدوار نمیشوم .. اما باز مغلوب شدم .. و باز " نشد " ..
+ گفته بودم خیلی وقت است طعم استجابت را فراموش کرده ام خدا .. خیلی وقت است " نمیشود " .. خیلی وقت است از اتفاق افتادنی غرق شادی نشده ام .. خیلی وقت است که انگار نمی بینیمان ..
+ انتظارم از خدایی تو زیاد است .. والا من بهتر از هر کسی میدانم هر کس لایق معجزه باشد من نیستم ..
برچسب:
نویسنده: نرگس مقدم