حال دلم خوب نیست .. همه چیز از عصر جمعه 6 اسفند شروع شد .. صبح همه چیز خوب بود .. رساندن یار به جلسه کنکور و باهم برگشتن از جلسه .. اما به یکباره از عصر همه چیز برگشت .. من برای اولین تولدم کنار یار انتظار اتفاقی را داشتم که نیفتاد .. یار گفت تولد را دوشنبه خانه یار میگیریم و اینکه نتوانسته کاری بکند به خاطر کنکور .. تا ظهر مشکلی با این مساله نداشتم اما به یکباره دلم سخت گرفت .. روز بعد هم داستان ادامه داشت و به تلخی گذشت .. امروز هم دلم صاف نشده است .. احساسم یخ زده و برای هیچ چیز شوقی ندارم .. نمیدانم چند درصد تقصیر هورمون هاست .. اما حال دلم خوب نیست ..
نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 11:56 توسط |