این روزها دستم به نوشتن نمیرود .. حتی لبهایم برای به زبان آوردن " دوستت دارم " سخت از هم جدا میشوند .. اولین سفر باهممان هم تمام شد .. سفری 4 نفره ... سفری که خوب بود اما میتوانست خیلی بهتر از این باشد و من مقصر بودم .. منی که میخواستم یاری که تنها 2 ماه و خورده ایست وارد زندگیمان شده همان شناختی را از پدر داشته باشد و همانگونه رفتار کند که من میکنم .. اصرار و اضطراب من برای همه چیز مطابق میل پدر بودن ساعتهای زیادی را تلخ کرد .. ساعتهایی که میتوانست جزو شیرین ترین لحظات باشد .. راضی کردن پدر من با اخلاق های خاص و معیارهای خاصش کار آسانی نیست و من نمیدانم چرا انتظار داشتم این اتفاق به این زودی بیفتد .. اتفاقی که اصلا شاید نیاز نیست هیچگاه صد در صد برقرار باشد .. من اشتباه کردم و یار بزرگوارانه لبخند زد .. لبخند زد و بخشید و مهربانی کرد .. و من هزاران بار شرمنده شدم و هزاران بار بیش از پیش عاشق یار دلم شدم .. عاشق صبور مرد زندگانیم .. صبور مرد مهربان زندگانیم ..
+ و من در حال اموختنم .. باید بیشتر بیاموزم و بیشتر مراقب زندگی و یار دلم باشم .. من عالم بی عمل بوده ام در بسیاری از مواقع .. اما باید عمل کنم .. به خاطر زندگانیم و مرد زندگانیم که عاشقانه دوستش دارم ..
+ خدایا .. میشود یارم را سربلند کنی ؟ سربلند و موفق .. و روزی مان را گشاده کنی .. خدایا .. میشود .. لطفا .. به چشمهای یار نگاه کنی و از بی نهایت بخشندگی و روزیت بر ما ببخشایی .. چشم امید ما همواره به سوی توست .. نا امیدمان مگردان یگانه ی بی همتا ..
+ و سلامتی .. سلامتی .. باز هم سلامتی .. سلامتی پدر .. سلامتی مادرها .. سلامتی یار .. خدایا .. برای تمامی مردم دنیا از تو سلامتی میخواهم .. آمین یا رب العالمین ..
برچسب: اولین سفر به ماه,اولین سفرای ایران و هلند,اولین سفر به کره ماه,اولین سفر انسان به مریخ,اولین سفر انسان به فضا,اولین سفر به فضا,اولین سفره هفت سین,اولين سفر به ماه,اولین سفر به مریخ,اولین سفر با هواپیما,
نویسنده: نرگس مقدم