این روزها بهترم .. آرام تر ، صبور تر و مهربان تر با یار .. میترسم از ارامش قبل طوفان .. از هورمونهای لعنتی که زندگی را به کام هردویمان تلخ میکنند .. میترسم این خوب بودن هم نتیجه هورمون ها باشد نه تلاش خودم .. وقتی پدر و مادر از یار تعریف میکنند قند توی دلم آب میشود .. وقتی میبینم دوستش دارند .. مگر میشود یار را دوست نداشت .. از استرسها و مشکلات مالی که فکتور بگیریم همه چیز خوب است .. :) یار .. خانواده یار .. خانواده خودم .. :) پروردگارا تو را هزاران هزار بار سپاس .. :)
+ خواب م.م را میدیم .. در اغوش گرفته بودمش .. میترسم در اغوش گرفتن دوباره اش رویا شود ..
برچسب: این روزها,این روزها که میگذرد جور دیگرم,این روزها که میگذرد,این روزها اینگونه ام,این روزهای من,این روزها که میگذرد هر روز,این روزها حال خوشی ندارم,این روزهایم به تظاهر میگذرد,این روزهااا,این روزها افشین,
نویسنده: نرگس مقدم