خرید بک لینک

امروز اولین روز تدریس یار است .. صبح زود بیدار شده ایم و من یک ربع زودتر آمده ام سرکار تا ماشین را زودتر تحویل یار دهم برای رفتن سرکار .. برایش شیربرنج و مربا آورده بودم .. همین که دیدمش عکس گل کاکتوسم را نشانش دادم که همین امروز باز شده بود .. گفتم گل های کاکتوس نشانه های خوبین .. و خندیدم ..

این روزهایمان خوب است شکر خدا .. مراسم عید قربان به خوبی گذشت .. هنوز گاهی من تند و تلخ ایرادگیری میکنم .. اما سعی میکنم خوبتر شوم .. صبورتر و آرامتر .. یار هم که خوب است .. همیشه خوب است .. او خوب ترین خوب من است ..

این روزها در مورد م.م درگیرم .. دلم باز نمیشود .. میدانم و نمیدانم چرا .. گاهی می اندیشم باید انتهای این رابطه نقطه بگذارم و بروم سر خط .. اما .. نمیدانم .. نمیخواهم یا نمیتوانم .. اما ظاهرا از جایی به بعد دیگر هیچ چیز مثل سابق نمیشود و تقلای من بی نتیجه است ..

م.ه جان دلم تا چند هفته می آید نزدیک دلم .. نزدیک تر .. و من به عصرهایی فکر میکنم که جایی دارم برای نشستن و چایی خوردن و گپ زدن با یک دوست ..

+ حالمان را شکر پروردگارم .. حال خوبمان را .. خدایا دلهایمان را بزرگتر کن .. مهربان تر .. صبور تر .. وسیع تر .. از خود به تو پناه میبرم یگانه بی همتا .. دلهامان را پر از عشق و خالی از هر ناخالصی کن ..

+ آمین بگو خدا به دعاهایمان .. به دعای سلامتی .. سربلندی .. عشق و روزی ..

برچسب: از این روزها,از اين روزها,روزي از اين روزها دار و ندارم ميشوي,اوف از این روزهای کند طولانی,داستان یکی از این روزها,یکی از این روزها,امان از این روزها,من از این روزها نمیگذرم,خسته از این روزها,حیف از این روزا که من به, نویسنده: نرگس مقدم تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 20:53

صفحه بندی