my sanctum

متن مرتبط با «نشد» در سایت my sanctum نوشته شده است

نشد ..

  • نیلوبلاگ

    بعضی اتفاق ها وجود دارند که نمیدانی اگر اتفاق بیفتند چه طور باید خوشحالی کنی .. نمیدانی چه حالی میشوی با شنیدن خبر "شد" نشان .. این اتفاق ها اغلب نمیفتند .. اغلب "نمیشوند " .. امروز روز یکی از همین "نشدن"ها بود .. سناریوی تکراری امیدواری و سقوط .. بارها و بارها به خودم گفته بودم این بار دیگر طعمه نمیشونم .. این بار نمیگذارم زمینم بزند .. امیدوار نمیشوم .. اما باز مغلوب شدم .. و باز " نشد " .. + گفته بودم خیلی وقت است طعم استجابت را فراموش کرده ام خدا .. خیلی وقت است " نمیشود " .. خیلی وقت است از اتفاق افتادنی غرق شادی نشده ام .. خیلی وقت است که انگار نمی بینیمان .. + انتظارم از خدایی تو زیاد است .. والا من بهتر از هر کسی میدانم هر کس لایق معجزه باشد من نیستم .....

    ادامه مطلب
  • بازهم نشد ..

  • نیلوبلاگ

    می دانی؟ بیشتر از اینکه نتیجه برایم مهم باشد شکستن طلسم این " نشدن " ها مهم بود .. عادت نکردن به ناامیدی .. اما باز " نشد " .. باز نتیجه همه چشم دوختن ها به دستان تو یک " نه " تلخ شد .. باز پروسه امیدواری و ناامیدی بعدش تکرار شد .. نمی دانم در پس همه این پروسه های تکراری چه درسی هست که فرا نمیگیرم .. که تکرار میشود و تکرار میشود و چون باز نیاموخته ام باز تکرار میشود .. دوست ندارم این بازی تلخ را .. همه اتفاقهای امیدوار کننده ی لعنتی را .. قبول شدن مقاله در لحظه آخر و همه حرفهای امیدوارکننده استادی که میگفت چه کسی بهتر از تو .. نوشته شدن اسم در لیست و لحظه آخر تغییر یافتن اسم .. نمیدانم چه دلیلی داشته این تغییر نام .. شاید پارتی کسی بزرگتر از پارتی خدا بوده .. لحظه شماری میکردم برای روزی که ...

    ادامه مطلب
  • نشد ..

  • نیلوبلاگ

    بعضی اتفاق ها وجود دارند که نمیدانی اگر اتفاق بیفتند چه طور باید خوشحالی کنی .. نمیدانی چه حالی میشوی با شنیدن خبر "شد" نشان .. این اتفاق ها اغلب نمیفتند .. اغلب "نمیشوند " .. امروز روز یکی از همین "نشدن"ها بود .. سناریوی تکراری امیدواری و سقوط .. بارها و بارها به خودم گفته بودم این بار دیگر طعمه نمیشونم .. این بار نمیگذارم زمینم بزند .. امیدوار نمیشوم .. اما باز مغلوب شدم .. و باز " نشد " .. + گفته بودم خیلی وقت است طعم استجابت را فراموش کرده ام خدا .. خیلی وقت است " نمیشود " .. خیلی وقت است از اتفاق افتادنی غرق شادی نشده ام .. خیلی وقت است که انگار نمی بینیمان .. + انتظارم از خدایی تو زیا...

    ادامه مطلب
  • بازهم نشد ..

  • نیلوبلاگ

    می دانی؟ بیشتر از اینکه نتیجه برایم مهم باشد شکستن طلسم این " نشدن " ها مهم بود .. عادت نکردن به ناامیدی .. اما باز " نشد " .. باز نتیجه همه چشم دوختن ها به دستان تو یک " نه " تلخ شد .. باز پروسه امیدواری و ناامیدی بعدش تکرار شد .. نمی دانم در پس همه این پروسه های تکراری چه درسی هست که فرا نمیگیرم .. که تکرار میشود و تکرار میشود و چون باز نیاموخته ام باز تکرار میشود .. دوست ندارم این بازی تلخ را .. همه اتفاقهای امیدوار کننده ی لعنتی را .. قبول شدن مقاله در لحظه آخر و همه حرفهای امیدوارکننده استادی که میگفت چه کسی بهتر از تو .. نوشته شدن اسم در لیست و لحظه آخر تغییر یافتن اسم .. نمیدانم چه دلی...

    ادامه مطلب