
نزدیک به دو ماه است که اینجا چیزی ننوشته ام و این دو ماه جزو بهترین و پر خاطره ترین روزهای زندگیم بوده اند .. آزمایش رفتنی که با استرس درد کلیه و مسکنی که یار خورده بود گذشت .. بله برون خصوصی و چانه زدن سر مهریه اما برخلاف تمام چانه زدن های مرسوم .. اصرار پدر من برای 5 سکه و اصرار مادر یار برای 313 سکه .. بله برون خانوادگی و آرایشگاه رفتن و عکس گرفتن دوتایی برای اولین بار باهم توی آتلیه .. موهای بازم را از نزدیک برای اولین بار آنجا دیدی به گمانم .. :) شب عقد خصوصی و ساده مان .. که بعدها فهمیدیم جزو بهترین شبها بوده برای عقد .. شب میلاد امام حسن .. و طولانی ترین روز سال ...
ادامه مطلب