
می دانی؟ بیشتر از اینکه نتیجه برایم مهم باشد شکستن طلسم این " نشدن " ها مهم بود .. عادت نکردن به ناامیدی .. اما باز " نشد " .. باز نتیجه همه چشم دوختن ها به دستان تو یک " نه " تلخ شد .. باز پروسه امیدواری و ناامیدی بعدش تکرار شد .. نمی دانم در پس همه این پروسه های تکراری چه درسی هست که فرا نمیگیرم .. که تکرار میشود و تکرار میشود و چون باز نیاموخته ام باز تکرار میشود .. دوست ندارم این بازی تلخ را .. همه اتفاقهای امیدوار کننده ی لعنتی را .. قبول شدن مقاله در لحظه آخر و همه حرفهای امیدوارکننده استادی که میگفت چه کسی بهتر از تو .. نوشته شدن اسم در لیست و لحظه آخر تغییر یافتن اسم .. نمیدانم چه دلیلی داشته این تغییر نام .. شاید پارتی کسی بزرگتر از پارتی خدا بوده .. لحظه شماری میکردم برای روزی که ...
ادامه مطلب
می دانی؟ بیشتر از اینکه نتیجه برایم مهم باشد شکستن طلسم این " نشدن " ها مهم بود .. عادت نکردن به ناامیدی .. اما باز " نشد " .. باز نتیجه همه چشم دوختن ها به دستان تو یک " نه " تلخ شد .. باز پروسه امیدواری و ناامیدی بعدش تکرار شد .. نمی دانم در پس همه این پروسه های تکراری چه درسی هست که فرا نمیگیرم .. که تکرار میشود و تکرار میشود و چون باز نیاموخته ام باز تکرار میشود .. دوست ندارم این بازی تلخ را .. همه اتفاقهای امیدوار کننده ی لعنتی را .. قبول شدن مقاله در لحظه آخر و همه حرفهای امیدوارکننده استادی که میگفت چه کسی بهتر از تو .. نوشته شدن اسم در لیست و لحظه آخر تغییر یافتن اسم .. نمیدانم چه دلی...
ادامه مطلب